حسين شهيدى مازندرانى
22
سرگذشت تهران ( فارسى )
سلاطين عصيان ورزند ، و حيله براى ضبط آنها به جز مدارا نيست . در آن قريه دوازده محله است كه پيوسته با همديگر در محاربه و مخالفه باشند ، و چون به اطاعت سلطان درآيند و متفق شوند بر اداى خراج ، عامل آنها ، كلان سالان قريه را جمع كند و طلب خراج مىنمايد . يكى از آنها مرغى را به دينارى در خراج مىدهد و ديگرى تغارى را به دينارى حساب نمايد ، و بر اين وجه اداى خراج مىنمايند و اگر در مقام عصيان آيند ، هيچ تلاش سود ندارد و منتظر فتنه و فساداند . در زراعت ، گاو را كار نفرمايند از خوف آنكه اگر از اطاعت بيرون روند و عساكر و افواج براى اسر و نهب آنها از سلطان وقت برسد ، عوامل آنها به تاراج مىرود و همه زراعت را به كلند « 1 » كنند و دواب و مواشى نگاه دارند . از آنكه اعداى بسيار در كمين دارند و فواكه آنجا بسيار خوشگوار باشد . خصوصا انار كه مثل آن در هيچيكى از بلاد موجود نيست . » « 2 » حمد اللّه مستوفى ( و 750 ه ق ) در كتاب خود ، نزهةالقلوب تهران را جزء ناحيت غار رى دانسته « 3 » مىگويد : « طهران قصبهاى است معتبر و آب و هوايش خوشتر از رى است و در حاصل مانند آن در ماقبل اهل آنجا كثرتى عظيم داشتهاند . » « 4 » معجم البلدان ، آثار البلاد و اخبار العباد و نزهة القلوب همه آثارى هستند كه همزمان با حملهء مغول به ايران نوشته شدهاند . سقوط رى و رونق تهران گفتنى است كه طى اين دوره آنچه كه از رى باستان و رى دورهء اسلامى برجاى مانده بود به وسيلهء مغولان نابود شد و تقريبا چيزى از اين شهر بر جاى نماند و شهرى كه به عروس شهرهاى جهان معروف بود ديگر روى آبادى نديد . « 5 » به طورى كه از اين پس در تمام نوشتهها از اين شهر با نام ويرانهها يا خرابههاى رى ياد مىشود . البته لازم به يادآورى است كه شهر رى پيش از يورش مغول نيز كمابيش روبه ويرانى داشت ، زيرا بنا بر شواهد تاريخى جنگهاى مداوم ميان گروههاى مذهبى رى خود در ويرانى اين شهر دخيل بوده است . زكريا قزوينى مىگويد : « اهل رى بعضى شافعيهاند و بعضى حنفيه . . . و تعصب
--> ( 1 ) - كلنگ . ( 2 ) - آثار البلاد و اخبار العباد ، ترجمهء محمد مراد بن عبد الرحمان ، تصحيح دكتر سيد محمد شاه مرادى ، ج 1 ص 82 - 83 ، دانشگاه تهران 1373 . ( 3 ) - نزهةالقلوب ، حمدللّه مستوفى ، چاپ ليدن ، ص 53 . ( 4 ) - همان . ص 55 ( 5 ) - معجم البلدان ، ج 3 ، ص 118 ، ( قال الاصمعى : الرى عروس الدنيا . . . )